هرمز؛ اهرم راهبردی ایران در نظم پساجنگ 

جنگ اخیر میان ایران با دشمن آمریکایی_صهیونی بار دیگر اهمیت ژئوپلیتیکی خلیج فارس و به‌ویژه تنگه هرمز را در معادلات امنیتی و اقتصادی جهان آشکار کرد. در طول سال‌های گذشته بسیاری از تحلیلگران بین‌المللی معتقد بودند ایران حتی در غیاب سلاح هسته‌ای، از یک ابزار بازدارنده کم‌نظیر برخوردار است که تأثیر آن در برخی شرایط می‌تواند با بازدارندگی هسته‌ای برابری کند. این ابزار چیزی جز موقعیت راهبردی ایران در خلیج فارس و تسلط آن بر یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان نیست. تحولات ماه‌های اخیر نشان داد این ارزیابی چندان دور از واقعیت نبوده است. هرگونه اختلال در وضعیت تنگه هرمز، بلافاصله آثار خود را بر بازارهای جهانی انرژی، زنجیره‌های تأمین، حمل‌ونقل دریایی و حتی قیمت کالاهای اساسی در نقاط مختلف جهان برجای می‌گذارد. افزایش هزینه انرژی، رشد قیمت سوخت، تأثیر بر تولیدات کشاورزی و فشار بر معیشت مصرف‌کنندگان، تنها بخشی از پیامدهایی است که مستقیما متوجه اقتصادهای بزرگ از جمله ایالات متحده می‌شود. 
کد خبر: ۱۵۵۴۹۲۲
نویسنده دکتر محمدباقر خرمشاد | استاد دانشگاه
 
در سطح منطقه‌ای نیز شرایط مشابهی شکل گرفته است. برخی از متحدان واشنگتن در خلیج فارس که سال‌ها امنیت خود را بر پایه حضور نظامی آمریکا تعریف کرده بودند، اکنون با واقعیتی متفاوت روبه‌رو شده‌اند. در جریان درگیری‌ها نه‌تنها زیرساخت‌ها و امنیت آنها تحت تأثیر قرار گرفت بلکه صادرات نفت و گاز و حتی امنیت واردات کالاهای اساسی نیز در معرض تهدید قرار گرفت. به‌عبارت دیگر آنچه قرار بود عامل بازدارندگی باشد، در عمل به یکی از عوامل افزایش آسیب‌پذیری این کشورها تبدیل شد. 
در مقیاس جهانی نیز کاهش یا تهدید جریان انرژی از منطقه‌ای که بخش قابل توجهی از نفت و گاز جهان را تأمین می‌کند، آثار گسترده‌ای بر اقتصاد بین‌الملل برجای می‌گذارد. از افزایش هزینه حمل‌ونقل هوایی و زمینی گرفته تا تأثیر بر تولیدات کشاورزی، امنیت غذایی و رشد اقتصادی کشورها همگی نشان می‌دهند که تنگه هرمز صرفا یک گذرگاه دریایی نیست بلکه یکی از مهم‌ترین اهرم‌های قدرت در نظام بین‌الملل محسوب می‌شود. از این منظر، این پرسش مطرح می‌شود که آیا ایران باید شرایط تنگه هرمز را به وضعیت پیشین بازگرداند یا از ظرفیت‌های جدید ایجاد شده برای تأمین منافع ملی خود بهره بگیرد؟ پاسخ به این پرسش برای بسیاری از ناظران روشن است. ایران برای دستیابی به موقعیت کنونی هزینه‌های سنگینی پرداخته است؛ از شهادت فرماندهان و نیروهای نظامی گرفته تا خسارت‌های گسترده انسانی و زیرساختی. طبیعی است هر کشوری در چنین شرایطی تلاش کند دستاوردهای راهبردی حاصل از این هزینه‌ها را در خدمت منافع ملی خود قرار دهد. 
علاوه بر این تجربه سال‌های گذشته نشان داده کشورهای غربی، علی‌رغم همکاری‌های گسترده و امتیازاتی که از سوی ایران ارائه شده بود، نه‌تنها از سیاست فشار و تحریم دست نکشیدند بلکه بر دامنه آن افزودند. اما اکنون شرایط تا حدی تغییر کرده است. همان کشورهایی که پیشتر با ابزار تحریم در پی اعمال فشار بر ایران بودند، بیش از گذشته نگران امنیت انرژی و پیامدهای هرگونه بی‌ثباتی در خلیج فارس هستند. این تغییر وضعیت، از شکل‌گیری یک اهرم مؤثر برای ایران حکایت دارد؛ اهرمی که می‌تواند در محاسبات آینده بازیگران بین‌المللی نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کند. 
با این حال، بهره‌گیری از چنین ظرفیتی نیازمند رویکردی هوشمندانه و مسئولانه است. ایران باید به‌گونه‌ای عمل کند که ضمن حفظ و تقویت منافع ملی خود، نگرانی‌های همسایگان و نیازهای مشروع اقتصاد جهانی را نیز در نظر بگیرد. موفقیت راهبردی زمانی حاصل خواهد شد که ایران بتواند تصویری از یک بازیگر قدرتمند اما مسئولیت‌پذیر ارائه دهد؛ کشوری که از ابزارهای در اختیار خود برای دفاع از منافعش استفاده می‌کند اما در عین حال از وارد کردن آسیب غیرضروری به کشورهای غیرمتخاصم پرهیز دارد. در نهایت، تجربه جنگ اخیر نشان داد اهمیت تنگه هرمز صرفا در جغرافیا خلاصه نمی‌شود. این گذرگاه دریایی به یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های قدرت ملی ایران تبدیل شده است که نحوه مدیریت آن می‌تواند جایگاه ایران را در معادلات منطقه‌ای و جهانی سال‌های آینده تعیین کند. 
newsQrCode
برچسب ها: جنگ
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها